تولد یک گل به نام مریم..

میگن: چرا بهش نمی گی عمه!!!!!

میگم:آخه فاصله ی سنی ما اون قدر کمه و صمیمی هستیم  که این کلمه توی  ذهنم خیلی معذبه...!

29 سال پیش یه فرشته اومد به این دنیای خاکی.همه ی گل های عالم شدن از دستش شاکی.....

اسمش رو گذاشتند :

مریم!

مهربونیات..دلسوزیات..صداقتت..!

گاهی وقت ها شده خیلی به وجود مهربونت غبطه می خورم..به حال و هوات..به صداقت چشمات...به قلب بی انتهات..

می خواستم بگم این اسم خیلی برازنده ی وجود مهربونته فرشته ی من!

این مهم نیست که اسمت مریمه..مهم اینه که مریم وار زندگی می کنی..پاک و مقدس...!

خیلی ساده میگم:

تولدت مبارک گل مریم منلبخند

/ 8 نظر / 3 بازدید
مریم

نه مرادم نه مریدم نه پیامم نه کلامم، نه سلامم نه علیکم، نه سپیدم نه سیاهم. نه چنانم که تو گویی، نه چنینم که تو خوانی ونه آن گونه که گفتند و شنیدی. نه سمائم، نه زمینم، نه به زنجیر کسی بسته و نه برده‌ی دینم نه سرابم، نه برای دل تنهایی تو جام شرابم، نه گرفتار و اسیرم، نه حقیرم، نه فرستاده پیرم، نه به هر خانه و مسجد و میخانه فقیرم نه جهنم، نه بهشتم چنین است سرشتم این سخن را من از امروز نه‌ گفتم، نه‌ نوشتم، بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم. حقیقت نه به رنگ است و نه بو، نه به های است و نه هو، نه به این است و نه او، نه به جام است و سبو... گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم، تا کسی نشنود آن راز گهربار جهان را، آنچه گفتند و سرودند تو آنی ... خود تو جان جهانی، گر نهانی و عیانی، تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی تو ندانی که خود آن نقطه عشقی تو اسرار نهانی همه جا تو نه یک جای ، نه یک پای، همه‌ای با همه‌ای همهمه‌ای تو سکوتی تو خود باغ بهشتی. تو به خود آمده از فلسفه‌ی چون و چرایی، به‌ تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی، در همه افلاک بزرگی،

محمد

[گل][گل][گل] از طرف منم بهشون تبریک بگید

مرسی که سر زدی دوست من

داداش

شب فراق نداند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق در بند است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]

بهار

ممنون که سر زدی سرفرصت باید وبت رو بخونم[گل][گل][گل][گل][دست][دست][دست][دست]

برف

به فال نیک گرفتم حضورتون را قبل از حضور شما راجع به اسم مریم بحث میکردیم لطف خداوند همیشه هست

دیده بان

نیمی از سنگی است ٬ نامی از دریا ٬‌نام بت من شود محیا!